تبليغاتX
تك شمع تنها - قطعنامه 1747
برسنگ میتراشم نقش ابر را شاید روزی ببارد
 قطعنامه 1747

همزمان با شروع سال نو و شروع تعطيلات نوروز ايران شاهد تحولات و تغيراتي در رفتارهاي بين المللي بود و اين تحولات و واكنشهاي بين المللي خبر خوشايندي براي شروع سال نبوده  و اين امر به خودي خود توانست افكار آنان كه انديشيدن را آموخته اند و آينده ايران را براي خود مهم مي دانند ، تحت تاثير قرار داده و دلهره و اضطرابي تمامي بدنه قشر روسنفكر و اهل قلم را فرا گيرد و آنان را بر آن داشت تا با بررسي اوضاع و ارائه تحليلهاي مناسب و دور از هرگونه سياست زدگي، سياست كاري و   بدور از  تاثيرپذيري از جو حاكم ( چه در داخل ايران و چه در خارج از اين مرزو بوم ) به ارائه نظرات و تحليلهاي مختلف خود در اين باره بپردازند و با تمام سعي و تلاش خود سعي در ارائه و رساندن نظرات خود به گوش مردم ايران ، آنان را از عواقب و نتايج اينگونه قطعنامه ها كه بدون هيچ مخالف و يا حتي راي ممتنعي به تصويب شواري امنيت مي رسد آگاه سازند و نبود روزنامه ها در اين زمان و برهه خود قطع ارتباطي ميان روشنفكران و اهل قلم با جامعه بوده است.

اگرچه صدور اين قطعنامه و قطعنامه هاي بعدي كه مسلماً با لحني تند تر و با نگاه منزوي كردن كشور ، جامعه و مردم ايران خواهد بود دور از انتظار تحليلگران مسائل سياسي نيست ،  مقاله ذيل تحليلي است بدور از هرگونه نگاه جناحي و سياست زدگي ، كه سعي بر آن داشته است  منافع ملي را بر هر علم ، صنعت و حتي دين و مذهبي والاتر دانسته و تمامي سعي خود را در جهت اعلام نظر و روشن سازي اين قطعنامه و تحليلي پيرامون ايران 86 معطوف دارد .

با ضرس قاطع و اعتقاد كامل مبني بر اين كه ايراني لايق بهترينهاست و شايسته رسيدن به جايگاه اصلي خود كه از آن دور شده است - قبول كردن ايران به عنوان يكي از ابرقدرتهاي مطرح در منطقه و جهان -  و با نگاهي باز نسبت به مسائل و موضوعات مطروحه در ايران ، شايد در نگاه اول بحث هسته اي و رسيدن به ايران هسته اي در وجود مردم ايران به عنوان يك حق مسلم مطرح گرديده است و شايد درصد قابل توجهي از مردم ايران خواستار رسيدن به اين حق مسلم خود هستند ولي با نگاهي دورانديشانه تر و در نظر گرفتن مسائل و مشكلات ناشي از رسيدن به اين حق مسلم ما را بر آن مي دارد تا با نگاهي تيزبينانه تر آنگونه كه در خور ما ايرانيان مي باشد به اين قضيه نگاه كنيم و بدور از احساسات كه هميشه همسفر ما ايرانيان است نسبت به اين قضيه تصميم گيري كنيم .

شايد قطعنامه اخير شوراي امنيت كه با اجماع هر 15 عضو شوراي امنيت به تصويب رسيد حامل خبرهاي ناخوشايند و در خور توجهي براي دولتمردان و كارگزاران دولت اسلامي ايران باشد و چه مفهومي ار اين بالاتر كه اين اجماع ، توافقي اوليه و بين المللي است جهت برخوردي شديد تر با ايران ؛

سوالاتي كه در اين زمان مطرح مي گردد اين است كه چرا آمريكا در مورد تعديل اين قطعنامه جهت رسيدن به اين اجماع صد در صدي اينگونه انعطاف به خرج داده و حاضر به عدول از برخي بندها و پيشنهادات خود شده و بدنبال بدست آوردن راي صد درصدي است ؟ و آيا آمريكا و متحدانش نمي توانستند قطعنامه اي شديد الحن تر و تند تر با راي كم تر به تصويب برسانند ؟ نكته قابل ذكر ، توجه به مخالفت آفريقاي جنوبي و مالزي و تا حدي قطر بود كه پيرامون صدور اين قطعنامه اعتراضاتي را مطرح نمودند البته در حاشيه لازم به ذكر است كه حتي راي منفي اين سه كشور هيچ تغيير و يا امكاني جهت عدم تصويب اين قطعنامه به وجود نمي آورد و سوال ديگر كه در اينجا و با طرح اين نكته مطرح مي گردد توجه به اين است كه چرا علي رقم آنهمه فشار و اعتراض از سوي آفريقاي جنوبي كه رياست دوره اي شوراي امنيت را بر عهده دارد نه تنها مخالفتي با قطعنامه نمي كند بلكه بدان راي مثبت نيز مي دهد ؟

شايد دليل سوالهاي فوق و سياست پيش روي غرب و آمريكا تنها در نكته اي واضح و روشن خلاصه شود و آنهم رسيدن به اجماعي جهاني در مورد مسائل ايران و عليه آن است ، واضح و مبرهن است كه ايالات متحده امريكا با در پيش گرفتن تصميماتي جدي تر و سخت تر در اين قطعنامه شايد حمايت چين و روسيه و سه كشور فوق را جهت راي مثبت به اين قطعنامه از دست مي داد اما قطعنامه هم تصويب مي شد ولي اينچنين اجماعي عليه ايران مسلماً بوجود نمي آمد و شايد اينگونه بتوان به سوال چراي تعديل قطعنامه پاسخ داد كه آمريكا به دنبال تحريم ايران و ايجاد مشكلات اقتصادي در نگاهي دورانديشانه نمي باشد و هدف اصلي آمريكا در تعديل و حذف برخي بندهاي قطعنامه تنها به انزوا كشيدن جمهوري اسلامي ايران مي باشد و اين انزوا جهت اقدامات بعدي آمريكا بسيار حائز اهميت و موثر خواهد بود.و قطعنامه اي كه بر ضد ايران باشد و كشورهايي همچون اندونزي و قطر هم بدان نه تنها راي مخالف كه حتي ممتنع ندهند براي آمريكا و گروه كاري او بسيار مهم و ارزشمند خواهد بود چرا كه اگر هدف از صدور چنين قطعنامه اي تنها تحريم ايران بود براي آمريكا امكان صدور قطعنامه اي شديدتر  با 9 راي نيز وجود داشت ولي اين 9 راي به مردم ايران و جهان اين را القا مي كرد كه ايران تنها در مقابل غرب قرار گرفته است ولي اكنون با صدور چنين قطعنامه اي با پشتيباني صد در صدي اعضاي شوراي امنيت نشان مي دهد كه ايران در مقابل تمام جوامع بين المللي قرار دارد و در صورتي كه كشور امريكا حتي تصميم به برخورد نظامي با ايران را بگيرد آن را به نمايندگي و وكالت از جامعه جهاني انجام خواهد داد .

اين قطعنامه چه حق باشد و چه ناحق حكومت ايران و سياستمداران ان بايد به اين نكته توجه كنند كه، با صدور اين قطعنامه در برابر نظام بين المللي قرار گرفته اند ، و به هيچ عنوان نمي توان منكر اين واقعيت شد . و اين موضوع نشان دهنده اين امر است كه تمامي ديپلماسي و گفتمان ايران در اين مدت با بن بست مواجه شده و حتي معترضان و حاميان ايران در مقابل اين قطعنامه در مواجهه با ايران قرار گرفته و به اين قطعنامه پاسخ مثبت داده اند . و همچنين بيانيه غير متعهد ها فاقد معناي دقيق و مفهوم حقوقي مي باشد . چه بسا منظورشان از حق استفاده از انرژي هسته‌اي براي ايران، داشتن نيروگاه و انجام فعاليت در چارچوب سازمان ملل و واحدهاي تابعه است.

و شايد ايران در اين بخش از پرونده سياسي مي خواهد با گفتماني رك و صريح همه جامعه جهاني را رد ، محكوم و منزوي معرفي كند و اعلام دارد بر خلاف خواست اين جامعه با اتكال به پشتوانه مردمي خود و مردم ساير ملل به فعاليت خود ادامه مي دهد .كه اين نكته بسيار ساده لوهانه و دور از ذهن هر آشنا به الفباي سياست است .

يكي از دلايل پيشگيري از ارائه تحليلهاي مخالفان با اين امر در ايران مرعوب قرار گرفتن آنان توسط تندروها و برخي سياست زدگان و سياست كاران مي باشد كه به جاي كار سياسي با سياست زدگي فراوان به سياسي كاري مي پردازند . در اينجا و موضوع حاضر نيازي به توضيح معنا و مصداق مرعوب و شجاع وجود ندارد ولي اگر چنين مصداقي هم وجود داشته باشد به آنان كه در ساختار حكومت قرار دارند وارد است و نمي توان آن را به كساني نسبت داد كه سود و زيان چنداني از وجود اين صنعت نخواهند برد و سود و زيان آنان نيز همانند ساير مردم ايران است و دسته اول نبايد ترس و وحشتي از روبرويي با جوامع بين المللي به خود راه دهند ، اما اگر گروه دوم مخالف اين تقابل هستند، نه به دليل وحشت از غرب، بلكه به دليل برداشتي است كه از خسارات بيهوده اين تقابل دارند كه به مردم و آن هم بخش فقير جامعه تحميل مي‌شود. كه شايد ديگر همگان از عواقب و آثار تحريم وبرخورد نظامي آگاه باشند و نيازي به توضيح واضحات وجود ندارد .

واقعيت آن است كه در زبان ديپلماسي و روابط بين‌الملل، بويژه در دوران چالش و بي‌ثباتي ميان كشورها، مواضع دوپهلو و ابهام آميز، ترديد و عدم قاطعيت و استفاده از اهرم‌هاي متضاد، نه تنها دستاورد قابل توجهي به همراه ندارد، بلكه مي‌تواند موجب خنثي شدن آثارمفيد هريك از راهكارها گردد كه اگر به صورت منفرد استفاده مي شد، مي توانست راهگشا باشد.
به بياني ديگر، شرايط پرونده هسته‌اي ايران هم اينك فراتر از مرحله‌اي است كه بتوان با استفاده از ادبيات ديپلماتيك و رايزني هاي متعارف مسير آن را تغيير داد و نياز امروز سياست خارجي جمهوري اسلامي، ارسال پيامهاي روشن، صريح و قاطع درباره سرنوشت پرونده هسته‌اي به طرف مقابل است.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط بابک فروتن در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386  |
 
 
بالا