مذهب به عنوان يك ايدئولوژي و به عنوان یک سیستم اخلاقی ، اجتماعي و تنظیم کننده ارزشها و سنن در جامعه بطور قطع نقش تعیین کننده ای در رشد فرهنگي يك جامعه دارد. و دين اسلام را مي توان در زمره دين هايي قرار داد كه براي فرهنگ يك جامعه احترام ويژه اي قائل مي شود.
امام خميني (ره) نيز در طول مدت رهبري جمهوري اسلامي ايران هميشه متذكر نقش و جايگاه انساني و اجتماعي زنان در جامعه بوده و هميشه با اعتقاد راسخ به اين مسئله كه زن نقشي اساسي نسبت به تربيت نسل فرداي ايران اسلامي را دارد و فرهنگ جامعه نسل آينده در دست آنان مي باشد ، به زنان به عنوان گهواره بانان و فرهنگ سازان نسل آينده مي نگريسته اند ؛ ايشان در هميشه تاريخ زندگي خود با ضرس قاطع به اين مسئله كه اگر زنان از بنيه فرهنگي ايراني و اسلامي (ايرانسلامي) برخوردار باشند در فرهنگ سازي جامعه نقش اول را بازي مي كنند همواره نسبت به زنان تاكيد و توجه خاصي را مبذول مي داشتند .
امام راحل اين امر ( هويت و محيط زندگي زن مسلمان) را تا آنجا مد نظر قرار مي دادند كه معيار اصلي حجاب را در شكل دهي مقام اجتماعي و فكري زن تبيين كرده است.وي هميشه با تاكيد بر حقيقت و معناي وجودي حجاب حتي در زمان آشفتگي و بحران هاي موجود در اوايل انقلاب كه برگهاي زريني در اوج حركت و سازماندهي انقلاب اسلامي به شمار مي رفتند و نهضت جمهوري اسلامي ايران در آستانه و آغاز تعيين راهبرد و ايجاد اتحاد ملي اصولي در تفكر و تعريف از آرمانها و خواستگاه انقلاب اسلامي بود ، در پاسخ به سئوالى كه در جمع دانشجويان ايرانى در پاريس - در تاريخ 17/7/1357 - در به كار گيرى و حدود حجاب مطرح شده است چنين پاسخ فرمودهاند:" ايران حالا با اينجا وضعش فرق مىكند. آنجا ممكن است كه بيشتر مفاسد باشد، والا نه اينكه حجاب ايران را اينجا دارد. حجاب ايران، حجاب اسلام، همين مقدارهاست. اسلام اينجا و آنجا ندارد. لكن يك جهات خارجى گاهى در كار هست. به طورى كه يك مفسدهاى باشد، يك اختلاف اخلاقى بشود، يك چيزهايى باشد، البته آن وقتبايد جلوگيرى بشود. اما اگر نباشد اينطور و ساده باشد و مثل سايرين با سادگى باشد، نه، بىچادر مانع ندارد" ( صحيفه امام ، جلد سوم ، صفحه 489).
امروزه با توجه به صراحت دين پيرامون فرهنگ هاي موجودو بيان قاطع امام راحل پيرامون بحث حجاب در ايران بايد به اين مسئله بعنوان يك مسئله فرهنگي نگريسته شود وحجاب بايد با پشتوانه اي قوي به مردم ارائه گردد و براي مبارزه با تهاجم فرهنگي موجود حمله به آن فرهنگ و مبارزه با آن راهي جز بيراهه نبوده و بايد منتظر نتيجه هاي معكوس آن باشيم و مسئولين بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه چه بسا بد حجابي موجود در ميان اقشار مختلف جامعه هيچگونه نقش مدوني نداشته و تنها و تنها ناشي از عدم وجود فرهنگ مقابل آن مي باشد و بايد بدنبال راهكاري مناسب براي فرهنگ سازي مطابق با علايق و خواستگاه جامعه بوده و نبايد با قضيه فرهنگ بصورت انتظامي برخورد شود .
در اين برهه از زمان وظيفه فرهنگ سازي بر عهده ي سازمان هاي فرهنگي جامعه قرار دارد كه با برنامه ريزي مدون و تبيين اهداف كلي نظام بخصوص پيرامون مسئله حجاب بصورت پايه اي شروع به تحقيق و مطالعه در سطح جامعه كرده و جامعه را به سمت و سوي ايران 1400 هدايت نمايند و با اتخاذ تصميمات راهبردي و فرهنگ سازي حجاب بعنوان يك دغدغه براي نظام جمهوري اسلامي ايران و روي ميز گذاشتن آن براي حل اين معضل به دنبال راهكارهاي معقول و منطقي براي آن باشند چرا كه حجاب يك مسئله ي فرهنگي است و در صورت بي توجهي به يك مسئله اجتماعي مبدل گشته و براي مبارزه با آن مجبور به انتظامي كردن آن خواهيم شد .
و در پايان لازم به ذكر است كه نگاه فرهنگ سازان جامعه به مسئله حجاب بايد اينگونه باشد كه پوشش، بيان يك ايدئولوژى است و معناى نقشآفرينى نيمى از جامعه را در به دست آوردن آرمان متعالى معين مىكند; يعنى آنگاه كه تفكر زن از عرضه وجودى خود بر مبناى ايجاد مفسده دورى مىپذيرد، يقينا به سمت تعيين نقش سازندگى خود هدايتشده است و اين قالب از حجاب، ابزار و معنايى است كه اين تفكر را در شكلپذيرى انقلاب اسلامى با رهبرى و هدايتهاى روشنگرانه امام راحل براى زن مسلمان روشن مي سازد.و بايد آنان به فكر راهبردهاي علمي ، منطقي و قابل قبول براي حل اين معضل باشند .
|
+| نوشته شده توسط
بابک فروتن در چهارشنبه دوم خرداد 1386
|