تبليغاتX
تك شمع تنها
برسنگ میتراشم نقش ابر را شاید روزی ببارد
 سلام آزادی

سلام دوستان

از نبودنم معذرت خواهی می کنم ولی من در تاریخ ۲۰/۳/۸۸ توسط اطلاعات بازداشت شدم و به زندان اوین رفتم و در تاریخ ۲۸/۳/۸۸ با وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد شدم . لازم بذکر بنده در زمان برگزاری و بعد از انتخابات در زندان بسر می بردم .

محل دستگیری تقاطع مفتح سمیه بعد از بازگشت از ستاد تبلیغاتی مهندس میرحسین موسوی در میدان ولیعصر ستاد به آفرین .

جرم : ...

|+| نوشته شده توسط بابک فروتن در شنبه سی ام خرداد 1388  |
 کارگزاران رسانه اصلاح طلبان نیست بدین دلیل !!!
kargozaran644.jpg

‏استمرار فشارهاي قاضي مرتضوي به روزنامه كارگزاران اين روزنامه را در وضعيت دشواري قرار داده ‏است.‏

دادستان عمومي و انقلاب تهران پيشتر در تماسي با مديرمسئول اين روزنامه، از او خواسته بود كه از خط ‏تحريم خارج شود، در غير اين صورت روزنامه كارگزاران تعطيل خواهدشد. ‏

منابع مطلع اعلام كرده اند كه مرتضوي همچنين به صراحت به مرتضي سجادي، مدير مسئول اين روزنامه ‏هشدار داده كه برخي اعضاي كادر تحريريه، اعم از سردبير ودبيران سرويس و برخي خبرنگاران بايد اخراج ‏شوند. پس از اين هشدار و حمله شديد به اين روزنامه ازسوي روزنامه كيهان ومرتضي نبوي دبير سياسي ‏جامعه مهندسين، مدير مسئول آن اعلام كرده است كه براي بازگشت روزنامه به اعتدال يا تيم جديد انتخاب ‏مي‌كنم يا مي‌روم.‏


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط بابک فروتن در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386  |
 برنامه دوم و سوم و چهارم توسعه
سلام دوستان برنامه کامل دوم و سوم و چهارم توسعه را براتون گذاشتم

امیدوارم استفاده کنین.

برنامه توسعه در لینک

http://www.irshare.net/download.php?file=1d7f07f3dee9dde285595109ba945fd6

برنامه توسعه سوم در  لینک

http://www.irshare.net/download.php?file=666d1a52cdb7adc7656b5fd300388791

برنامه توسعه چهارم در  لینک

http://www.irshare.net/download.php?file=3e18b002f97b64ae5b2ecb2aa5d1ed60

|+| نوشته شده توسط بابک فروتن در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386  |
 سخن روز

«با سرزدن غروب است که بوف مينروا (نماد فلسفه و فرزانگی)
پرواز خود را  آغاز می کند.
» هگل، "خطوط بنيادين فلسفه ی حق"

"Die Eule der Minerva beginnt erst mit der
einbrechenden Dämmerung ihren Flug".

G.W.F. HEGEL (1770-1831)
Grundlinien der Philosophie des Rechts, Ullstein Verlag, Frankfurt/M, 1972, S. 1

|+| نوشته شده توسط بابک فروتن در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386  |
 آخرین فریادهای طالقانی !!!

” تحمیل کردن به نام دین خطرناک‌ترین تحمیلات است، یعنی آنچه از خدا نیست، از جانب حق نیست، آن‌ها را به اسم خدا به دست‌ و پای مردم ببندند، حق اعتراض به کسی ندهند، حق انتقاد ندهند، حق فعالیت آزاد به مسلمان‌ها و مردم ندهند… دعوت اسلام به رحمت و آزادی است… باید از همان قدم اول پرچم رحمت را باز کنیم… صدها بار من گفتم که مساله شورا از اساسی‌ترین مسائل اسلامی است. حتی به پیغمبرش با آن عظمت می‌گوید با مردم مشورت کن، به این‌ها شخصیت بده، بدانند که مسئولیت دارند. هنوز در مجلس خبرگان بحث می‌کنند که این اصل اساسی قرآن به چه صورت پیاده شود. می‌دانم چرا نکردند…. علی فرمود هرکس استبداد کند، هلاک می‌شود… بروید دنبال کارتان، بگذارید این مردم مسئولیت پیدا کنند…خود رایی و خودخواهی را کنار بگذارید، تحمیل عقیده را کنار بگذارید، استبداد زیر پرده دین را کنار بزنید…”
آخرین فریاد‌های طالقانی در نماز جمعه 17 شهریور 58

|+| نوشته شده توسط بابک فروتن در سه شنبه بیستم شهریور 1386  |
 پژواك بی پایان شریعتی

با سلام به شما

از این به بعد شما می توانید مطالب وبلاگ را همزمان در وبلاگ

هم میهن

مطالعه کنید این کار به خاطر فیلترینگ وبلاگ در برخی از سرورها صورت گرفته است

آن كه سوسیالیسم را «بزرگ‌ترین كشف انسان جدید» می‌خواند و تاكید می‌كرد كه «سوسیالیسم برای ما، تنها یك سیستم توزیع نیست، یك فلسفهء زندگی است»، از یاد نمی‌برد كه همزمان، فریاد كند: «مفهوم و بعد آزادی‌خواهی و آزادی طلبی بزرگ‌ترین عاملی است كه انسان را از جمود و از خواب و از عبودیت در برابر یك قدرت خارجی نجات می‌دهد

پژواك صدای شریعتی، هنوز در فضای فكری - سیاسی ایران، می‌پیچد: «اختناق فكری و انحصار افكار و عقاید در چارچوب اعتقادی رسمی، بی‌شك عامل مرگ فكر و محرومیت جامعه از استعدادهای بسیار و اندیشه‌های نوین است و جنایتی از این شوم‌تر در بشریت قابل تصور نیست

عدالت و برابری، اگر این روزها - به هزار و یك علت - این‌جا و آن‌جا، طرح و تبلیغ می‌شود بی آن‌كه از همزادش، آزادی، سخنی به میان آید در اندیشهء شریعتی، دو بال یك پرواز بودند. او، نه به بهانهء عدالت، سركوب آزادی را بر می‌تابید; و نه در تبلیغ و تأیید آزادی، عدالت را فرو می‌گذاشت. مؤثرترین و برجسته‌ترین چهرهء روشنفكری این مرز و بوم از برابری و سوسیالیسم نگفت، مگر آن‌كه همگام با عدالت اجتماعی، آزادی را مورد تأكید قرار دهد; «آزادی سیاسی، یعنی قدرت حكومت و قدرت حاكمیت، آزادی مرا برای انتخاب فكری‌ام، انتخاب زندگی‌ام، ابتكار و تجلی وجودی‌ام، بند نكند، در بند نكشد، زندان نكند، محروم نكند و...»

در اندیشهء شریعتی میان آزادی و دموكراسی با برابری و عدالت - و این هر دو با معنویت و عرفان - پیوندی ناگسستنی قابل مشاهده است; مؤلفه‌های یادشده - از نظر او- موجب می‌شوند كه جامعه از اسارت ساختارهای طبقاتی، رها شده و مردم بتوانند فارغ از سلطه‌های ناگفته و پنهان به انتخاب آگاهانه و مشاركت سیاسی پویا و فعال، اقدام كنند.

آن كه پیوسته از «ابوذر» می‌گفت و از فقر و تبعیض و فساد اقتصادی، فریاد می‌كرد، هوشیارانه عنوان كرد: «آنهاكه حرف ندارند، استبداد را احساس نمی‌كنند. چه كسی از دیكتاتوری رنج می‌برد و برای آزادی، آزادانه جان می‌دهد؟ آن كه حرفی برای گفتن دارد و نمی‌گذارند; آن كه دردی برای نالیدن دارد و نمی‌گذارند; آن كه فریادی برای بركشیدن دارد و نمی‌گذارند; كسی كه نمی‌نویسد، نمی‌گوید، نمی‌رود، آزادی قلم، آزادی زبان و آزادی سفر را چه می‌شناسد؟ و چه می‌داند كه هست یا نیست؟ ...»

29 خرداد، سالروز فقدان زنده‌یاد دكتر علی شریعتی، تنها - و تنها - بهانه‌ای است برای بازخوانی اندیشه‌های «استاد»ی كه از «درد»مان می‌گفت; نیم نگاهی به  زندگی‌مان، مرور مجدد آموزه‌های او را به قدر كافی، ضروری می‌سازد. رویكرد انسان‌گرایانه، عدالتجویانه و رهایی بخش شریعتی كه توام است با باور او به تعدد و تنوع فهم انسانها و لزوم مدارا و همزیستی برای جنبش جامعه مدنی امروز ایران، واجد تأملات فراوانی است. به عنوان نمونه، حدیث مشهور پیامبر در مقایسهء فهم سلمان و ابوذر از دین و زندگی را شاهد می‌آورد و می‌گوید: «منظور این حدیث آزادی در اندیشه است; امكان دادن به همهء اندیشه‌ها و عقل‌ها كه در صحنهء حركت و خلاقیت و پیشرفت فكری و معنوی به گونه‌ای آزاد تلاش كنند و جولان داشته باشند.» به عقیدهء او در تنوع و اختلاف فكری است كه تكامل ایجاد می‌شود و همین جاست كه به صراحت مرز خود را با فشار و اكراه و ایجاد محدودیت برای «انسان» شفاف می‌كند: «دیكتاتوری و آزادی از این‌جا ناشی نمی‌شود كه یك مكتب، خود را حق بشمارد و یا ناحق‌; بلكه از این‌جا ناشی می‌شود كه آیا حق انتخاب را برای دیگران قایل است یا قایل نیست

از یاد نبریم كه كمتر روشنفكری چون او - در ایران - بر عنصر  آگاهی و مقولهء مسوولیت تاكید كرده باشد; شریعتی، جامعه‌ای را «زنده» می‌دانست كه «در آن همهء عقل‌ها می‌اندیشند

سخن در خصوص او - و اندیشه‌هایش كم نیست. حیفم آمد كه در سالروز در گذشت «معلم آزادی، برابری و عرفان» یادی از آموزه‌هایش نكنم; بازخوانی او، كم پرثمر نیست; ‌به ویژه این تأكید و نكته كه عدالت، بی‌آزادی، یك دروغ و فریب بزرگ است.

|+| نوشته شده توسط بابک فروتن در چهارشنبه سی ام خرداد 1386  |
 گهواره خاموش براي فرهنگسازي در ايران

مذهب به عنوان يك ايدئولوژي و  به عنوان یک سیستم اخلاقی ، اجتماعي و تنظیم کننده ارزشها و سنن در جامعه بطور قطع نقش تعیین کننده ای در رشد فرهنگي يك جامعه دارد. و دين اسلام را مي توان در زمره دين هايي قرار داد كه براي فرهنگ يك جامعه احترام ويژه اي قائل مي شود.

امام خميني (ره) نيز در طول مدت رهبري جمهوري اسلامي ايران هميشه متذكر نقش و جايگاه انساني و اجتماعي زنان در جامعه بوده و هميشه با اعتقاد راسخ به اين مسئله كه زن نقشي اساسي نسبت به تربيت نسل فرداي ايران اسلامي را دارد و فرهنگ جامعه نسل آينده در دست آنان مي باشد ، به زنان به عنوان گهواره بانان و فرهنگ سازان نسل آينده مي نگريسته اند ؛ ايشان در هميشه تاريخ زندگي خود با ضرس قاطع به اين مسئله كه اگر زنان از بنيه فرهنگي ايراني و اسلامي (ايرانسلامي) برخوردار باشند در فرهنگ سازي جامعه نقش اول را بازي مي كنند همواره نسبت به زنان تاكيد و توجه خاصي را مبذول مي داشتند .

امام راحل اين امر ( هويت و محيط زندگي زن مسلمان) را تا آنجا مد نظر قرار مي دادند كه معيار اصلي حجاب را در شكل دهي مقام اجتماعي و فكري زن تبيين كرده است.وي هميشه با تاكيد بر حقيقت و معناي وجودي حجاب حتي در زمان آشفتگي و بحران هاي موجود در اوايل انقلاب كه برگهاي زريني در اوج حركت و سازماندهي انقلاب اسلامي به شمار مي رفتند و نهضت جمهوري اسلامي ايران در آستانه و آغاز تعيين راهبرد و ايجاد اتحاد ملي اصولي در تفكر و تعريف از آرمانها و خواستگاه انقلاب اسلامي بود ، در پاسخ به سئوالى كه در جمع دانشجويان ايرانى در پاريس - در تاريخ 17/7/1357 - در به كار گيرى و حدود حجاب مطرح شده است چنين پاسخ فرموده‏اند:" ايران حالا با اينجا وضعش فرق مى‏كند. آنجا ممكن است كه بيشتر مفاسد باشد، والا نه اينكه حجاب ايران را اينجا دارد. حجاب ايران، حجاب اسلام، همين مقدارهاست. اسلام اينجا و آنجا ندارد. لكن يك جهات خارجى گاهى در كار هست. به طورى كه يك مفسده‏اى باشد، يك اختلاف اخلاقى بشود، يك چيزهايى باشد، البته آن وقت‏بايد جلوگيرى بشود. اما اگر نباشد اينطور و ساده باشد و مثل سايرين با سادگى باشد، نه، بى‏چادر مانع ندارد" ( صحيفه امام ، جلد سوم ، صفحه 489).

امروزه با توجه به صراحت دين پيرامون فرهنگ هاي موجودو بيان قاطع امام راحل پيرامون بحث حجاب در ايران بايد به اين مسئله بعنوان يك مسئله فرهنگي نگريسته شود وحجاب بايد با پشتوانه اي قوي به مردم ارائه گردد و براي مبارزه با تهاجم فرهنگي موجود حمله به آن فرهنگ و مبارزه با آن راهي جز بيراهه نبوده و بايد منتظر نتيجه هاي معكوس آن باشيم و مسئولين  بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه چه بسا بد حجابي موجود در ميان اقشار مختلف جامعه هيچگونه نقش مدوني نداشته و تنها و تنها ناشي از عدم وجود فرهنگ مقابل آن مي باشد و بايد بدنبال راهكاري مناسب براي فرهنگ سازي مطابق با علايق و خواستگاه جامعه بوده و نبايد با قضيه فرهنگ بصورت انتظامي برخورد شود .

در اين برهه از زمان  وظيفه فرهنگ سازي بر عهده ي سازمان هاي فرهنگي جامعه قرار دارد كه با برنامه ريزي مدون و تبيين اهداف كلي نظام بخصوص پيرامون مسئله حجاب بصورت پايه اي شروع به تحقيق و مطالعه در سطح جامعه كرده و جامعه را به سمت و سوي ايران 1400 هدايت نمايند و با اتخاذ تصميمات راهبردي و فرهنگ سازي حجاب بعنوان يك دغدغه براي نظام جمهوري اسلامي ايران و روي ميز گذاشتن آن براي حل اين معضل به دنبال راهكارهاي معقول و منطقي براي آن باشند چرا كه حجاب يك مسئله ي فرهنگي است و در صورت بي توجهي به يك مسئله اجتماعي مبدل گشته و براي مبارزه با آن مجبور به انتظامي كردن آن خواهيم شد .

و در پايان لازم به ذكر است كه نگاه فرهنگ سازان جامعه به مسئله حجاب بايد اينگونه باشد كه پوشش، بيان يك ايدئولوژى است و معناى نقش‏آفرينى نيمى از جامعه را در به دست آوردن آرمان متعالى معين مى‏كند; يعنى آنگاه كه تفكر زن از عرضه وجودى خود بر مبناى ايجاد مفسده دورى مى‏پذيرد، يقينا به سمت تعيين نقش سازندگى خود هدايت‏شده است و اين قالب از حجاب، ابزار و معنايى است كه اين تفكر را در شكل‏پذيرى انقلاب اسلامى با رهبرى و هدايتهاى روشنگرانه امام راحل براى زن مسلمان روشن مي سازد.و بايد آنان به فكر راهبردهاي علمي ، منطقي و قابل قبول براي حل اين معضل باشند .

|+| نوشته شده توسط بابک فروتن در چهارشنبه دوم خرداد 1386  |
 تقدیم به زنان مبارز دلاوران دشت وطن
                                 

 

با ز هم اشك در چشمانم راه گونه هايم را مي جويد و به سوي ناكجاآباد آزادي و احساس در اين زندان و زمان بي احساسي حركت مي كند ؛ اينبار بهانه اشك ريختنم آزادي است ؛ اينجا برنده و بازنده ، همه دم از آزادي مي زنند ولي بويي از آزادي و آزادگي نبرده اند ، اينجا تنها حرف آزادي مجاز است و اگردستت را به نشان آزادي براي پاك كردن اشكهاي در حسرت دور از آزادي به سمت بالا حركت دهي تو را به جرم براندازي نرم دستگير خواهند كرد و اينبار نيزقطره ي  اشكهاي تو ، راه  به زمين مي جويد و هق هق طبل آزادي را مي شنوي كه به اميد چوبكي ست براي به صدا درآوردنش. ولي اگر گوشهايت را خوب بازكني زمزمه هايي مي شنوي از صداي طبلي بزرگ كه هر لحظه صدايش بلند تر و بلند تر مي شود هر چند كه تعداد ديوارها را زياد مي كنند تا صدا به كسي نرسد ولي اينبار زمزمه ي خفيفي را مي شنوي از طبل بزرگ آزادي ؛ سرت را بلند مي كني ولي نه آنقدر كه از فضاي خود خارج  شوي و مجبور به حرص تو گردند آرام بالاتر را نگاه مي كني ؛ سوسني را مي بيني كه در پناه نرگس هستي آرام برطبل آزادي مي كوبدخوشحال مي شوي تعداد سوسنها ، نرگسها ، لاله ها ، مرجان ها ، مريم ها و ... هر لحظه بيشتر و بيشتر مي شود تو به وجد مي آيي و لحظه اي مي انديشي ؛ تو سروي ولي حتي جرات بلند كردن سر را نداري ولي چگونه است كه اينبار آنان را كه هميشه كوچكتر از خود مي دانستي اينچنين با شجاعت لباس سروي به تن مي كنند ولي هنوز همان نرگسها و آلاله هاي ظريفند . در حاليكه در فكر خود مشغولي كودكي گستاخ را در فاصله اي دور مي بيني كه به سمت آن نازنيان زيباي بيدار شده ، در حال حركت است و گويي  قصد چيدن آنان را دارد ؛ آري اين رسم روزگاراست ميوه اي كه رسيد و فهم زندگي پيدا كرد بايد چيده شود و گلي كه به بار نشست و خود نمايي كرد محكوم به چيده شدن توسط آن كودك گستاخ است و پس از آن پژمرده شدن در گوشه اي از اطاقي تاريك در يكي از دالانهاي 209 اطاق هستي كه جاي آنانست كه آزادي را پيشه كرده اند و بر طبل آزادي زده اند.

با چشمانت آن كودك گستاخ را دنبال مي كني ولي انگار اينبار اين جماعت نازپرورده نه تنها دست از زدن آن طبل بر نمي دارند حتي با چيده شدن اولين سوسن و نرگس مانند اين است كه سوسني و نرگسي ديگر متولد مي شود و اگر قرار باشد اينبار اين كودك گستاخ آن طبل را از صدا بيندازد بايد تمام سوسن ها ، نرگس ها ، نازنين ها ، مريم ها و ... را بچيند ولي محال است، محال است اينبار صداي طبل آزادي خاموش شود  و هر بار كه آن كودك كثيف زشت شاخه اي از گلها را چيده و در دست مي گيرد صدها نه هزارها گل جاي آنها را مي گيرند كم كم گل ها به سروهايشان مي رسند سروهايي كه تا كنون سكوت را آموخته بودند و فكر مي كردند روزي آنها بر طبل آزادي خواهند زد ولي اينگونه نبود اينبار نسفان بر طبل آزادي و حقوق حداقلي خودمي كوبند ديگر از بين بردن اين باغ گل كارساز نيست چرا كه اين باغ گل تمام سرزمين تاريكي را فرا گرفته و ديگر سپيده نزديك است و كودك گستاخ بايد از شب خداحافظي كند و دل به روز ببندد.

و ما به اميد آنروز بيداريم  روزي را انتظار مي كشيم كه در ميهنمان گل آزادي شكوفا شود ، حتي اگر در آن روز  ديگر من نباشم .

|+| نوشته شده توسط بابک فروتن در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386  |
 قطعنامه 1747

همزمان با شروع سال نو و شروع تعطيلات نوروز ايران شاهد تحولات و تغيراتي در رفتارهاي بين المللي بود و اين تحولات و واكنشهاي بين المللي خبر خوشايندي براي شروع سال نبوده  و اين امر به خودي خود توانست افكار آنان كه انديشيدن را آموخته اند و آينده ايران را براي خود مهم مي دانند ، تحت تاثير قرار داده و دلهره و اضطرابي تمامي بدنه قشر روسنفكر و اهل قلم را فرا گيرد و آنان را بر آن داشت تا با بررسي اوضاع و ارائه تحليلهاي مناسب و دور از هرگونه سياست زدگي، سياست كاري و   بدور از  تاثيرپذيري از جو حاكم ( چه در داخل ايران و چه در خارج از اين مرزو بوم ) به ارائه نظرات و تحليلهاي مختلف خود در اين باره بپردازند و با تمام سعي و تلاش خود سعي در ارائه و رساندن نظرات خود به گوش مردم ايران ، آنان را از عواقب و نتايج اينگونه قطعنامه ها كه بدون هيچ مخالف و يا حتي راي ممتنعي به تصويب شواري امنيت مي رسد آگاه سازند و نبود روزنامه ها در اين زمان و برهه خود قطع ارتباطي ميان روشنفكران و اهل قلم با جامعه بوده است.

اگرچه صدور اين قطعنامه و قطعنامه هاي بعدي كه مسلماً با لحني تند تر و با نگاه منزوي كردن كشور ، جامعه و مردم ايران خواهد بود دور از انتظار تحليلگران مسائل سياسي نيست ،  مقاله ذيل تحليلي است بدور از هرگونه نگاه جناحي و سياست زدگي ، كه سعي بر آن داشته است  منافع ملي را بر هر علم ، صنعت و حتي دين و مذهبي والاتر دانسته و تمامي سعي خود را در جهت اعلام نظر و روشن سازي اين قطعنامه و تحليلي پيرامون ايران 86 معطوف دارد .

با ضرس قاطع و اعتقاد كامل مبني بر اين كه ايراني لايق بهترينهاست و شايسته رسيدن به جايگاه اصلي خود كه از آن دور شده است - قبول كردن ايران به عنوان يكي از ابرقدرتهاي مطرح در منطقه و جهان -  و با نگاهي باز نسبت به مسائل و موضوعات مطروحه در ايران ، شايد در نگاه اول بحث هسته اي و رسيدن به ايران هسته اي در وجود مردم ايران به عنوان يك حق مسلم مطرح گرديده است و شايد درصد قابل توجهي از مردم ايران خواستار رسيدن به اين حق مسلم خود هستند ولي با نگاهي دورانديشانه تر و در نظر گرفتن مسائل و مشكلات ناشي از رسيدن به اين حق مسلم ما را بر آن مي دارد تا با نگاهي تيزبينانه تر آنگونه كه در خور ما ايرانيان مي باشد به اين قضيه نگاه كنيم و بدور از احساسات كه هميشه همسفر ما ايرانيان است نسبت به اين قضيه تصميم گيري كنيم .

شايد قطعنامه اخير شوراي امنيت كه با اجماع هر 15 عضو شوراي امنيت به تصويب رسيد حامل خبرهاي ناخوشايند و در خور توجهي براي دولتمردان و كارگزاران دولت اسلامي ايران باشد و چه مفهومي ار اين بالاتر كه اين اجماع ، توافقي اوليه و بين المللي است جهت برخوردي شديد تر با ايران ؛

سوالاتي كه در اين زمان مطرح مي گردد اين است كه چرا آمريكا در مورد تعديل اين قطعنامه جهت رسيدن به اين اجماع صد در صدي اينگونه انعطاف به خرج داده و حاضر به عدول از برخي بندها و پيشنهادات خود شده و بدنبال بدست آوردن راي صد درصدي است ؟ و آيا آمريكا و متحدانش نمي توانستند قطعنامه اي شديد الحن تر و تند تر با راي كم تر به تصويب برسانند ؟ نكته قابل ذكر ، توجه به مخالفت آفريقاي جنوبي و مالزي و تا حدي قطر بود كه پيرامون صدور اين قطعنامه اعتراضاتي را مطرح نمودند البته در حاشيه لازم به ذكر است كه حتي راي منفي اين سه كشور هيچ تغيير و يا امكاني جهت عدم تصويب اين قطعنامه به وجود نمي آورد و سوال ديگر كه در اينجا و با طرح اين نكته مطرح مي گردد توجه به اين است كه چرا علي رقم آنهمه فشار و اعتراض از سوي آفريقاي جنوبي كه رياست دوره اي شوراي امنيت را بر عهده دارد نه تنها مخالفتي با قطعنامه نمي كند بلكه بدان راي مثبت نيز مي دهد ؟

شايد دليل سوالهاي فوق و سياست پيش روي غرب و آمريكا تنها در نكته اي واضح و روشن خلاصه شود و آنهم رسيدن به اجماعي جهاني در مورد مسائل ايران و عليه آن است ، واضح و مبرهن است كه ايالات متحده امريكا با در پيش گرفتن تصميماتي جدي تر و سخت تر در اين قطعنامه شايد حمايت چين و روسيه و سه كشور فوق را جهت راي مثبت به اين قطعنامه از دست مي داد اما قطعنامه هم تصويب مي شد ولي اينچنين اجماعي عليه ايران مسلماً بوجود نمي آمد و شايد اينگونه بتوان به سوال چراي تعديل قطعنامه پاسخ داد كه آمريكا به دنبال تحريم ايران و ايجاد مشكلات اقتصادي در نگاهي دورانديشانه نمي باشد و هدف اصلي آمريكا در تعديل و حذف برخي بندهاي قطعنامه تنها به انزوا كشيدن جمهوري اسلامي ايران مي باشد و اين انزوا جهت اقدامات بعدي آمريكا بسيار حائز اهميت و موثر خواهد بود.و قطعنامه اي كه بر ضد ايران باشد و كشورهايي همچون اندونزي و قطر هم بدان نه تنها راي مخالف كه حتي ممتنع ندهند براي آمريكا و گروه كاري او بسيار مهم و ارزشمند خواهد بود چرا كه اگر هدف از صدور چنين قطعنامه اي تنها تحريم ايران بود براي آمريكا امكان صدور قطعنامه اي شديدتر  با 9 راي نيز وجود داشت ولي اين 9 راي به مردم ايران و جهان اين را القا مي كرد كه ايران تنها در مقابل غرب قرار گرفته است ولي اكنون با صدور چنين قطعنامه اي با پشتيباني صد در صدي اعضاي شوراي امنيت نشان مي دهد كه ايران در مقابل تمام جوامع بين المللي قرار دارد و در صورتي كه كشور امريكا حتي تصميم به برخورد نظامي با ايران را بگيرد آن را به نمايندگي و وكالت از جامعه جهاني انجام خواهد داد .

اين قطعنامه چه حق باشد و چه ناحق حكومت ايران و سياستمداران ان بايد به اين نكته توجه كنند كه، با صدور اين قطعنامه در برابر نظام بين المللي قرار گرفته اند ، و به هيچ عنوان نمي توان منكر اين واقعيت شد . و اين موضوع نشان دهنده اين امر است كه تمامي ديپلماسي و گفتمان ايران در اين مدت با بن بست مواجه شده و حتي معترضان و حاميان ايران در مقابل اين قطعنامه در مواجهه با ايران قرار گرفته و به اين قطعنامه پاسخ مثبت داده اند . و همچنين بيانيه غير متعهد ها فاقد معناي دقيق و مفهوم حقوقي مي باشد . چه بسا منظورشان از حق استفاده از انرژي هسته‌اي براي ايران، داشتن نيروگاه و انجام فعاليت در چارچوب سازمان ملل و واحدهاي تابعه است.

و شايد ايران در اين بخش از پرونده سياسي مي خواهد با گفتماني رك و صريح همه جامعه جهاني را رد ، محكوم و منزوي معرفي كند و اعلام دارد بر خلاف خواست اين جامعه با اتكال به پشتوانه مردمي خود و مردم ساير ملل به فعاليت خود ادامه مي دهد .كه اين نكته بسيار ساده لوهانه و دور از ذهن هر آشنا به الفباي سياست است .

يكي از دلايل پيشگيري از ارائه تحليلهاي مخالفان با اين امر در ايران مرعوب قرار گرفتن آنان توسط تندروها و برخي سياست زدگان و سياست كاران مي باشد كه به جاي كار سياسي با سياست زدگي فراوان به سياسي كاري مي پردازند . در اينجا و موضوع حاضر نيازي به توضيح معنا و مصداق مرعوب و شجاع وجود ندارد ولي اگر چنين مصداقي هم وجود داشته باشد به آنان كه در ساختار حكومت قرار دارند وارد است و نمي توان آن را به كساني نسبت داد كه سود و زيان چنداني از وجود اين صنعت نخواهند برد و سود و زيان آنان نيز همانند ساير مردم ايران است و دسته اول نبايد ترس و وحشتي از روبرويي با جوامع بين المللي به خود راه دهند ، اما اگر گروه دوم مخالف اين تقابل هستند، نه به دليل وحشت از غرب، بلكه به دليل برداشتي است كه از خسارات بيهوده اين تقابل دارند كه به مردم و آن هم بخش فقير جامعه تحميل مي‌شود. كه شايد ديگر همگان از عواقب و آثار تحريم وبرخورد نظامي آگاه باشند و نيازي به توضيح واضحات وجود ندارد .

واقعيت آن است كه در زبان ديپلماسي و روابط بين‌الملل، بويژه در دوران چالش و بي‌ثباتي ميان كشورها، مواضع دوپهلو و ابهام آميز، ترديد و عدم قاطعيت و استفاده از اهرم‌هاي متضاد، نه تنها دستاورد قابل توجهي به همراه ندارد، بلكه مي‌تواند موجب خنثي شدن آثارمفيد هريك از راهكارها گردد كه اگر به صورت منفرد استفاده مي شد، مي توانست راهگشا باشد.
به بياني ديگر، شرايط پرونده هسته‌اي ايران هم اينك فراتر از مرحله‌اي است كه بتوان با استفاده از ادبيات ديپلماتيك و رايزني هاي متعارف مسير آن را تغيير داد و نياز امروز سياست خارجي جمهوري اسلامي، ارسال پيامهاي روشن، صريح و قاطع درباره سرنوشت پرونده هسته‌اي به طرف مقابل است.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط بابک فروتن در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386  |
 به نام آنکه علی را به جهانیان عطا فرمود

سپاس خداوندی را که سخنوران از ستودن او عاجزند و حسابگران از شمارش نعمت های او نا توان , و تلاشگران از ادای حق او درمانده اند . خدایی که افکار ژرف اندیش , ذات او را درک نمی کنند و دست غواصان دریای علوم به او نخواهد رسید . پرودگاری که برای صفات او حد و مرزی وجود ندارد , وتعریف کاملی نمی توان یافت وبرای خدا وقتی معین , و سرآمدی مشخص نمی توان تعیین کرد . مخلوقات را با قدرت خود آفرید و با رحمت خود بادها را به حرکت در آورد و به وسیله ی کوه ها اضطراب و لرزش زمین را به آرامش تبدیل کرد .

ستایش می کنم خداوند را , برای تکمیل نعمت های او و تسلیم بودن برابر بزرگی او و ایمن ماندن از نافرمانی او . و در رفع نیازها از او یاری می طلبم ؛ زیرا آنکس را که خدا هدایت کند , هرگز گمراه نگردد , و آن را که خدا دشمن دارد , هرگز نجات نیابد و هرآنکس را که خداوند بی نیاز گرداند , نیازمد نخواهد شد . پس ستایش خداوند گرانسنگ ترین چیز است , و برترین گنجی است که ارزش ذخیره شدن دارد , و گواهی می دهم جز خدای یکتای بی شریک , معبودی نیست , شهادتی که اخلاص آن آزموده و پاکی و خلوص آن را باور داریم و تا زنده ایم بر این باور استواریم , و آن را برای صحنه های هولناک روز قیامت ذخیره میکنیم , زیرا شهادت به یگانگی خدا نشانه استواری ایمان , بازکننده درهای احسان , مایه خشنودی خدای رحمان , و دور کننده شیطان است .

مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده , و با همه دوست و مهربان باش . مبادا هرگز , چونان حیوان شکاری باشی که خوردن آنان را غنیمت دانی , زیرا مردم دو دسته اند , عده ای برادر دینی تو , و دسته دیگر همانند تو در آفرینش می باشند . اگر گناهی از آنان سر می زند یا علت هایی بر آنان عارض می شود , یا خواسته و ناخواسته , اشتباهی مرتکب می گردند , آنان را ببخشای و بر آنان آسان گیر , آنگونه که دوست داری خداوند  تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد .

برادرم ؛ چون برادرت از تو جدا گردد , تو پیوند دوستی را برقرار کن , اگر روی برگرداند تو مهربانی کن , و چون بخل ورزد تو بخشنده باش , هنگامی که دوری می گزیند تو نزدیک شو , و چون سخت می گیرد تو آسان گیر و بهنگام گناهش عذر او بپذیر , چنانکه گویا بنده ی او باشی و او صاحب نعمت تو می باشد . مبادا دستورات یاد شده را با غیر دوستانت انجام دهی , یا با انسانهایی که سزاوار آن نیستند بجا آوری , دشمن دوست خود را دوست مگیر تا با دوست دشمنی مکنی . در پند دادن دوست بکوش , خوب باشد یا بد , و خشم را فرو خور که من جرعه ای شیرین تر از آن ننوشیدم , و پایانی گواراتر از آن ندیده ام .

با آنکس که با تو درشتی کرده , نرم باش که امیدست به زودی در برابر تو نرم شود ؛ با دشمن خود با بخشش رفتار کن , زیرا سرانجام دو پیروزی است ( انتقام گرفتن یا بخشیدن) اگر خواستی از برادرت جدا شوی جایی برای دوستی باقی گذار , تا اگر روزی خواست بطرف تو بازگردد بتواند؛ کسی که به تو گمان نیک برد او را تصدیق کن , و هرگز حق برادرت را به اعتماد دوستی که با او داری ضایع مکن , زیرا آنکس که حقش را ضایع می کنی با تو برادر نخواهد بود ؛مبادا برادرت برای قطع پیوند دوستی , دلیلی محکم تر از برقراری پیوند با توداشته باشد , و یا در بدی کردن بهانه ای قویتر از نیکی کردن تو بیاورد ؛ ستمکاری کسی که بر تو ستم می کند در دیده ات بزرگ جلوه نکند , چه او به زیان خود و سود تو کوشش دارد!!! و سزای آنکسی که تورا شاد می کند بدی کردن نیست .

بخیل را در مشورت کردن دخالت مده که تورا از نیکوکاری باز می دارد .و از تنگدستی می ترساند .

ترسو را در مشورت کردن دخالت مده که در انجام کارها روحیه تو را سست می کند .

حریص را در مشورت کردن دخالت مده که حرص را با ستمکاری در نظرت زینت می دهد همانا بخل و ترس و حرص , غرائز گوناگونی هستند که ریشه آنها بدگمانی به خدای بزرگ است .

هرگز پیشنهاد صلح از طرف دشمن را که خشنودی خدا درآن است رد مکن , که آسایش و آرامش فکری تو و امنیت در صلح تامین می گردد .

لکن زنهار !زنهار! از دشمن خود پس از آشتی کردن , زیرا گاهی دشمن نزدیک می شود تا غافلگیر کند , پس دوراندیش باش و خوشبینی خود را متهم کن .

وفادار باش و بر آنچه بر عهده گرفتی امانت دار باش , و جان خود را سپر پیمان خود گردان , زیرا هیچ یک از واجبات الهی همانند به وفای عهد نیست .

مبادا هرگز دچار خودپسندی گردی ! و به خوبی های خود اطمینان کنی , و ستایش را دوست داشته باشی , که اینها همه از بهترین فرصت های شیطان برای هجوم آوردن به توست و کردار نیک , نیکوکاران را نابود سازد .

مبادا هرگز با کارهایی که انجام دادی بر مردم منت گذاری یا آنچه را انجام داده ای بزرگ شماری , یا وعده ای داده , سپس خلف وعده نمایی !

منت نهادن پاداش نیکوکاری را از بین می برد , و کاری را بزرگ شمردن , نور حق را خاموش می گرداند , و خلاف وعده عمل کردن خشم خدا و مردم را بر می انگیزاند که خدای بزرگ فرمود ( دشمنی بزرگ نزد خدا آن که بگویید و عمل نکنید )

مبادا هرگز در کاری که وقت آن فرا نرسیده شتاب کنی , یا کاریکه وقت آن نرسیده سستی کنی , و یا در چیزی که روشن نیست ستیزه جویی نمایی و یا در کارهای واضح و آشکار کوتاهی نمایی .

|+| نوشته شده توسط بابک فروتن در شنبه پنجم اسفند 1385  |
 
 
بالا